عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

127

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

اللّين و عند قطيعته على الوصل و عند جموده على البذل و كن للّذى يبدو منه حمولا و له وصولا : هنگامى كه برادر دينيت بر تو سخت گيرد تو نرمى را بر خود هموار كن و بگاه بريدنش وادار كن خود را بر پيوستگى ، و هنگام خشكى او بر بذل و بخشش به او ، و باش از براى آن چه سر زند از او ( يعنى از بد رفتارى ) بردبار ، و مر او را نيكى كن و پيوست بخش 225 أكرم عشيرتك فإنّهم جناحك الّذى به تطير و اصلك الّذى إليه بصير و يدك الّتى بها تصول : خويشانت را گرامى دار كه آنها شهپر تو هستند كه با آنها مى پرى و ريشهء تو هستند كه بسوى آنها بر مى گردى و دست تو هستند كه به آنها به ديگران حمله مى برى . 226 احمل نفسك مع أخيك عند صرمه على الصّلة و عند صدوده على اللّطف و المقاربة و عند تباعده على الدّنوّ و عند جرمه على العذر حتّى كانّك له عبد و كأنهّ ذو نعمة عليك و إيّاك أن تضع ذلك فى غير موضعه أو تفعله مع غير أهله : وادار كن نفس خود را با برادر خود هنگام بريدن او بر پيوند ، و هنگام رو گردانيدن او بر ملاطفت و نزديكى و هنگام دورى گزيدن او بر نزديك شدن و هنگام گناه كردن او بر معذور بودن ( يعنى او را مقصّر ندان ) بطورى كه گوئى تو براى او بنده هستى و او ولى نعمت تو است لكن سخت بپرهيز از اين كه اين امور را در غير موضعش وضع كنى و با غير اهلش بجاى آرى ( كه اگر كردى عظيم جنايتى مرتكب گرديده ) . 227 اجعل همّك لأخرتك و حزنك على نفسك فكم من حزين وفد به حزنه على سرور الأبد و كم من مهموم أدرك أمله : اندوهت را براى آخرتت قرار ده و غمت را براى خودت زيرا بسا اندوهناكى كه غم و اندوهش شادى هميشگى آخرتى برايش ايجاد كرد و بسا غمناكى كه در عين غمگينى باميد و آرزويش دست يافت . 228 أحسن إلى من تملك رقّة يحسن إليك من يملك رقّك : با آنكه گردنش بچنبر فرمان تو است نيكى كن تا آنكه گردنت بچنبر فرمان او است با تو نيكى كند . 229 أصحب النّاس بما تحبّ أن يصحبوك تأمنهم و يأمنوك : بهمانطور كه دوست دارى مردم